یکی از رایجترین حرفهایی که میشنویم این است: دیگر سنم گذشته، مغزم مثل قبل نمیکشد. این باور آنقدر تکرار شده که خیلیها بدون امتحان کردن قبولش کردهاند. ولی واقعیت چیز دیگری است.
درست است که بچهها در بعضی چیزها مثل تلفظ مزیت دارند، ولی بزرگسالان هم برگهای برندهی خودشان را دارند. شما تجربه دارید، میتوانید الگوها را سریعتر بفهمید، و میدانید چطور یاد میگیرید. یک کودک باید همهچیز را از صفر بسازد؛ شما خیلی چیزها را از قبل دارید.
چیزی که واقعاً در بزرگسالی فرق میکند سن نیست، بلکه وقت و خجالت است. بزرگسالان سرشان شلوغتر است و بیشتر از بچهها از اشتباه کردن خجالت میکشند. هر دوی اینها قابل حلاند؛ با کمی برنامه و کمی شهامت.
ما زبانآموزهایی داشتهایم که بعد از پنجاهسالگی شروع کردهاند و حالا راحت حرف میزنند. رازشان استعداد خاصی نبود؛ فقط تصمیم گرفتند که آن باور قدیمی را کنار بگذارند و شروع کنند.
پس اگر سالهاست به بهانهی سن یادگیری زبان را عقب انداختهاید، شاید وقتش باشد که این بهانه را کنار بگذارید. بهترین زمان برای شروع شاید ده سال پیش بود؛ دومین زمان خوب همین حالاست.