جالب است که خیلی از زبان‌آموزها گرامر را خوب بلدند و لغت کم نمی‌آورند، ولی وقتی نوبت حرف زدن می‌شود زبانشان بند می‌آید. مشکل دانش نیست، ترس است.

ترس از اینکه اشتباه کنیم، که طرف مقابل بخندد، که کلمه را غلط تلفظ کنیم. این ترس خیلی طبیعی است و تقریباً همه از آن عبور کرده‌اند. ولی واقعیت این است که کسی که دارد با شما حرف می‌زند بیشتر حواسش به منظور شماست تا به اشتباه‌هایتان.

راهش این است که از جمع‌های کوچک و امن شروع کنید؛ توی کلاس، با یک هم‌گروهی، جایی که اشتباه کردن عیب نیست. وقتی چند بار در یک فضای راحت حرف بزنید، آن گره توی گلویتان شل‌تر می‌شود.

یک تمرین ساده هم هست: با خودتان حرف بزنید. وقتی تنها هستید، کارهایی را که می‌کنید به زبان تازه برای خودتان توصیف کنید. این کار بی‌خطر است و دهانتان را به ساختن جمله عادت می‌دهد، بدون اینکه کسی قضاوتتان کند.

یادتان باشد روان حرف زدن یک‌شبه نمی‌آید. هر کسی که حالا راحت صحبت می‌کند، روزی همین گره را در گلویش داشته. تفاوت در این بود که با وجود ترس، باز هم دهانش را باز کرد.