توی کلاس زیاد می‌بینیم که یک زبان‌آموز بعد از یک اشتباه کوچک سرخ می‌شود و دیگر تا آخر جلسه حرف نمی‌زند. حیف است، چون همان اشتباه می‌توانست بهترین درس آن روز باشد.

هیچ‌کس بدون اشتباه زبان یاد نگرفته. حتی کسانی که حالا روان حرف می‌زنند، روزی هزار غلط گفته‌اند. فرقشان این بود که جلوی اشتباه کردن را نگرفتند و گذاشتند هر اشتباه چیزی یادشان بدهد.

وقتی جمله‌ای را غلط می‌سازید و کسی درستش را به شما می‌گوید، آن لحظه ذهنتان کاملاً باز است. به همین خاطر چیزی که در پی یک اشتباه یاد می‌گیرید معمولاً خیلی بهتر از چیزی که در کتاب می‌خوانید در ذهن می‌ماند.

یک تغییر نگاه کوچک کافی است. به جای اینکه اشتباه را نشانه‌ی ضعف ببینید، آن را علامت این بدانید که دارید ریسک می‌کنید و جلو می‌روید. کسی که هیچ اشتباهی نمی‌کند، احتمالاً دارد فقط جمله‌های امن و تکراری می‌گوید.

پس دفعه‌ی بعد که چیزی را غلط گفتید، به جای خجالت یک لحظه مکث کنید، درستش را بگویید و رد شوید. همین. این‌طوری اشتباه از یک شکست تبدیل می‌شود به یک پله.