برای خیلیها کلمهی گرامر یادآور جدولهای خشک و قاعدههای خستهکننده است. اگر شما هم از گرامر فراری هستید، تنها نیستید؛ ولی شاید فقط با آن بد آشنا شدهاید.
گرامر در واقع نقشهی زبان است. لازم نیست همهی نقشه را حفظ کنید تا راه بیفتید، ولی دانستن چند مسیر اصلی کمک میکند گم نشوید. به جای حفظ کردن قاعدهها بهصورت خشک، سعی کنید ببینید هر قاعده چه کاری برای شما انجام میدهد.
یک روش خوب این است که گرامر را از دل جملههای واقعی یاد بگیرید، نه برعکس. وقتی چند جملهی درست را شنیده و به کار برده باشید، قاعدهاش انگار خودش جا میافتد. آن وقت قاعده دیگر یک چیز تحمیلی نیست، بلکه توضیح چیزی است که از قبل حس کردهاید.
زبانهایی مثل آلمانی شهرت گرامر سخت دارند، ولی همین زبانها معمولاً قاعدهمندند؛ یعنی وقتی یک قاعده را یاد بگیرید، تقریباً همهجا همانطور جواب میدهد. این نظم بعد از مدتی به دوستتان تبدیل میشود.
پس گرامر را دشمن نبینید. آن را راهنمایی بدانید که کمک میکند منظورتان را دقیقتر برسانید. لازم نیست عاشقش شوید؛ کافی است یاد بگیرید چطور از آن استفاده کنید.